یارو داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزی تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم

یکبار یه خسیسه خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زنه

یارو داشته بچشو نصيحت ميكرده، ميگه پسرم اگه خواستي زن بگيري از فاميل بگير، نيگا كن، مثلا داييت زن داييتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم

عربه بچش تو اتوبوس بدنيا مي ياد اسمشو ميذاره عبدالواحد

يا رب آن دلبر شيرين كه سپردي به منش از بس كه ننر بود سپردمش به ننش

یارو باباش ميميره ميخواسته خاكش كنه جو ميگيرتش باراندازش ميكنه

یارو مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره ميگه گواهي نامه ، ميگه دادين كه مي خواين

عزیزم به اندازه تمام سلول های بدنم دوستت دارم.
قربانت یه آبزی تک سلولی
یکبار یه خسیسه خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زنه
یارو داشته بچشو نصيحت ميكرده، ميگه پسرم اگه خواستي زن بگيري از فاميل بگير، نيگا كن، مثلا داييت زن داييتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم
عربه بچش تو اتوبوس بدنيا مي ياد اسمشو ميذاره عبدالواحد
يا رب آن دلبر شيرين كه سپردي به منش از بس كه ننر بود سپردمش به ننش
یارو باباش ميميره ميخواسته خاكش كنه جو ميگيرتش باراندازش ميكنه
یارو مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره ميگه گواهي نامه ، ميگه دادين كه مي خواين
عزیزم به اندازه تمام سلول های بدنم دوستت دارم.
قربانت یه آبزی تک سلولی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر