غضنفر سوار تاكسي ميشه درو نمي بنده ، راننده ميگه اقا چرا درو نمي بندی ميگه خيلي زرنگي مي خوای دربست حساب كني
به یکی یه ماشین میدن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم
به غضنفر گفتن: با وطنم جمله بساز ، تركه گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم ! بهش گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم
یکی داشته تو دستشویی بوده ، پسرش زنگ ميزنه به موبايلش ميگه: بابا كجايي؟ ميگه: چطور؟ پسره ميگه: مامان ميگه ناهار نداريم، همونجا يه چيزي بخور
پسر : مامان به جز سوسن . مریم . نرگس . عاطفه . زهرا . سوگل . سارا . نیلوفر . سمیه . فاطمه
هر کس زنگ زد بگو من خونه نیستم
یارو تلويزيون ميخره بعد کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ، ما حرومي بهمون نمياد
به یکی یه ماشین میدن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم
به غضنفر گفتن: با وطنم جمله بساز ، تركه گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم ! بهش گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم

یکی داشته تو دستشویی بوده ، پسرش زنگ ميزنه به موبايلش ميگه: بابا كجايي؟ ميگه: چطور؟ پسره ميگه: مامان ميگه ناهار نداريم، همونجا يه چيزي بخور

پسر : مامان به جز سوسن . مریم . نرگس . عاطفه . زهرا . سوگل . سارا . نیلوفر . سمیه . فاطمه
هر کس زنگ زد بگو من خونه نیستم

یارو تلويزيون ميخره بعد کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ، ما حرومي بهمون نمياد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر